کالبدشناسی نگارش
در کالبدشناسی نگارش از دیدگاه نگارش و به ویژه ویرایش، یک جنبه مهم از فرم شناسی، به معنای شناخت نوع مدرك (Document) و مطلب (Fact) است که به عنوان رسانه فیزیکی نگارش به کار برده می شود. مثلا هر یک از مدرک های واژه نامه، فرهنگ، درسنامه، رمان، و سفرنامه، دارای فرم خاصی است و در نگارش آن ویژگی های فرمی معینی مراعات می شود؛ همچنین در هر یک از مطلب های گزارش، خبر، سرمقاله، و خبرنامه فرم خاصی از نگارش به کار می رود. زیرا هرنوع مدرک (مانند سفرنامه)، و هرنوع مطلب (مانند سرمقاله)، دارای قالب (Format) معینی است، که مشخصات آن را کالبدشناسی (Anatomy) می نامند. این ویژگی ها، جدا از ویژگیهای محتوایی مدرک یا مطلب هستند.
به عبارت دیگر، در کالبدشناسی نگارش از دیدگاه نگارش و ویرایش، برای هر یک از انواع «مدرک» (که تعداد کل آنها به تعبیری به حدود ۱۵۰ می رسد)، و نیز برای هر یک از انواع «مطلب» (که تعداد آنها نسبتا زیاد و نامشخص است)، یک توصیف دقیق از فرم نگارش وجود دارد. قسمتی از این توصیف به کالبدشناسی مدرک (قسمت متن) یا مطالب مربوط می شود، که در مطالب آتی نیز می شود.
نگارش هر یک از انواع مدرک مطابق فرم معینی صورت می پذیرد
در کالبدشناسی نگارش از نظر ویرایش، نگارش هر یک از انواع مدرک، مطابق فرم معینی صورت می پذیرد، و فرم معینی باید مراعات شود. مثلا فرم فرهنگ نویسی با فرم نگارش درسنامه تفاوت های آشکاری دارد: در فرهنگ، اطلاعات باید بسیار فشرده و جامع باشد؛ اما در درسنامه، اطلاعات باید به تفصیل تشریح و بسط داده شود. این مهم نیست که فرهنگ نویس چه نوع ویژگی های سبکی شخصی را به کار برده باشد.
مثلا یک فرهنگ نویس، شخصا چنین می پسندد که در متن خود فقط از واژگان فارسی سره استفاده کند؛ و یا در شرح مدخل، مثال و تصویر نیز بیاورد. بنابراین، ویراستار باید این مسائل را به عنوان تمایزات سبکی نویسنده در نظر بگیرد و به آنها احترام بگذارد. اما از سوی دیگر، از نظر ویراستار، فرم فرهنگ نویسی توصیف معینی دارد که به کالبدشناسی و تعریف فرهنگ مربوط می شود. اگر در فرهنگ از این فرم تخطی شده باشد، ویراستار موظف است به اصلاح و استانداردسازی آن مطابق با توصیف فرم فرهنگ بپردازد. این توصیف از فرم، شرح وظایف ویراستار را در ویرایش فرهنگ مشخص می کند.
انواع مدرک و انواع مطلب در کالبدشناسی نگارش
در کالبدشناسی نگارش هر یک از انواع مدرک در مدرک شناسی، و هر یک از انواع مطلب در روزنامه نگاری، دارای یک توصیف است که کالبدشناسی و فرم آن را نیز در بر دارد. به عنوان نمونه، مدرک های زیر:
درسنامه، واژه نامه، دانشنامه، کتابنامه، سفرنامه، آلمانک، زندگی نامه رمان، شعر، فیلم نامه، ... - از جمله مدرک هایی هستند که توصیف مفصل آنها در کتاب آشنایی با مرجع شناسی آمده است.
همچنین، مطلب های زیر:
خبر، گزارش، سرمقاله، نقد و بررسی، نقد، تفسیر، طنز، فکاهی، ... از جمله مطلب هایی هستند که توصیف کامل آنها در فرهنگ روزنامه نگاری آمده است.
نمونه های مثال فوق نشان می دهند که توصیف هر مدرک یا مطلب، می تواند حاوی مشخصات فرم آن نیز باشد.
برخی از نرم افزارهای مخصوص نگارش، مانند نرم افزارهای گروه Office محصول مایکروسافت، بر اساس نوع مدرک یا نوع مطلب مورد نظر کاربر، فرم نگارش معینی را در دسترس کاربر قرار می دهند که قالب نما (Template) نامیده می شود. قالب نما، در نرم افزار، به طور پیوسته کاربر را راهنمایی می کند تا مراحل نگارش را فقط در راستای فرم موردنظر پیش ببرد. مثلا اگر فرم نگارش نامه اداری، مورد نظر کاربر باشد، نرم افزار، شیوه و قالب و اطلاعات کالبدشناختی آن فرم را در دسترس کاربر قرار می دهد، و وی را در محدوده ای قرار می دهد که فقط با آنها سروکار داشته باشد.
مزایای و معایب قالب نما (Template)
در کالبدشناسی نگارش این کاربرد نرم افزارها از یک جهت بسیار مفید است، زیرا شیوه های نویسندگان گوناگون را به یکدیگر نزدیک می سازد، و این همان چیزی است که در دانش نگارش توصیه زیادی بدان شده است. اما از سوی دیگر، اشکال اساسی قالب نما (Template) در نرم افزارهای مایکروسافت و غیره در این است که براساس فرهنگ و سنت نگارش ویژه آمریکایی طراحی شده است. البته این فرهنگ و سنت بسیار پیشرفته است و مورد توجه همگان در محافل ویرایش و نگارش قرار گرفته است. اما در عوض، فرهنگ و سنت آمریکایی نگارش، به طور ضمنی، فرهنگ ها و سنت های دیگر نگارش اروپایی، آسیایی، و غیره را نادیده می گیرد.
همین اشکال، متوجه زیبایی شناسی نگارش نیز می شود، زیرا طرحواره های زیبایی شناسی را محدود به فرهنگ و سنت نگارشي خاصی می کند.
با این حال، در مجموع، استفاده از قالب نما (Template) را باید مفید به حساب آورد، تا زمانی که متخصصان نگارش و زیبایی شناسی از فرهنگ ها و کشورهای گوناگون دنیا، چاره ای بیندیشند. به نظر می رسد که این چاره اندیشی جزو مقولات گفتگوی تمدن ها باشد.
کالبدشناسی نگارش
در کالبدشناسی نگارش از دیدگاه نگارش و به ویژه ویرایش، یک جنبه مهم از فرم شناسی، به معنای شناخت نوع مدرك (Document) و مطلب (Fact) است که به عنوان رسانه فیزیکی نگارش به کار برده می شود. مثلا هر یک از مدرک های واژه نامه، فرهنگ، درسنامه، رمان، و سفرنامه، دارای فرم خاصی است و در نگارش آن ویژگی های فرمی معینی مراعات می شود؛ همچنین در هر یک از مطلب های گزارش، خبر، سرمقاله، و خبرنامه فرم خاصی از نگارش به کار می رود. زیرا هرنوع مدرک (مانند سفرنامه)، و هرنوع مطلب (مانند سرمقاله)، دارای قالب (Format) معینی است، که مشخصات آن را کالبدشناسی (Anatomy) می نامند. این ویژگی ها، جدا از ویژگیهای محتوایی مدرک یا مطلب هستند.
به عبارت دیگر، در کالبدشناسی نگارش از دیدگاه نگارش و ویرایش، برای هر یک از انواع «مدرک» (که تعداد کل آنها به تعبیری به حدود ۱۵۰ می رسد)، و نیز برای هر یک از انواع «مطلب» (که تعداد آنها نسبتا زیاد و نامشخص است)، یک توصیف دقیق از فرم نگارش وجود دارد. قسمتی از این توصیف به کالبدشناسی مدرک (قسمت متن) یا مطالب مربوط می شود، که در مطالب آتی نیز می شود.
نگارش هر یک از انواع مدرک مطابق فرم معینی صورت می پذیرد
در کالبدشناسی نگارش از نظر ویرایش، نگارش هر یک از انواع مدرک، مطابق فرم معینی صورت می پذیرد، و فرم معینی باید مراعات شود. مثلا فرم فرهنگ نویسی با فرم نگارش درسنامه تفاوت های آشکاری دارد: در فرهنگ، اطلاعات باید بسیار فشرده و جامع باشد؛ اما در درسنامه، اطلاعات باید به تفصیل تشریح و بسط داده شود. این مهم نیست که فرهنگ نویس چه نوع ویژگی های سبکی شخصی را به کار برده باشد.
مثلا یک فرهنگ نویس، شخصا چنین می پسندد که در متن خود فقط از واژگان فارسی سره استفاده کند؛ و یا در شرح مدخل، مثال و تصویر نیز بیاورد. بنابراین، ویراستار باید این مسائل را به عنوان تمایزات سبکی نویسنده در نظر بگیرد و به آنها احترام بگذارد. اما از سوی دیگر، از نظر ویراستار، فرم فرهنگ نویسی توصیف معینی دارد که به کالبدشناسی و تعریف فرهنگ مربوط می شود. اگر در فرهنگ از این فرم تخطی شده باشد، ویراستار موظف است به اصلاح و استانداردسازی آن مطابق با توصیف فرم فرهنگ بپردازد. این توصیف از فرم، شرح وظایف ویراستار را در ویرایش فرهنگ مشخص می کند.
انواع مدرک و انواع مطلب در کالبدشناسی نگارش
در کالبدشناسی نگارش هر یک از انواع مدرک در مدرک شناسی، و هر یک از انواع مطلب در روزنامه نگاری، دارای یک توصیف است که کالبدشناسی و فرم آن را نیز در بر دارد. به عنوان نمونه، مدرک های زیر:
درسنامه، واژه نامه، دانشنامه، کتابنامه، سفرنامه، آلمانک، زندگی نامه رمان، شعر، فیلم نامه، ... - از جمله مدرک هایی هستند که توصیف مفصل آنها در کتاب آشنایی با مرجع شناسی آمده است.
همچنین، مطلب های زیر:
خبر، گزارش، سرمقاله، نقد و بررسی، نقد، تفسیر، طنز، فکاهی، ... از جمله مطلب هایی هستند که توصیف کامل آنها در فرهنگ روزنامه نگاری آمده است.
نمونه های مثال فوق نشان می دهند که توصیف هر مدرک یا مطلب، می تواند حاوی مشخصات فرم آن نیز باشد.
برخی از نرم افزارهای مخصوص نگارش، مانند نرم افزارهای گروه Office محصول مایکروسافت، بر اساس نوع مدرک یا نوع مطلب مورد نظر کاربر، فرم نگارش معینی را در دسترس کاربر قرار می دهند که قالب نما (Template) نامیده می شود. قالب نما، در نرم افزار، به طور پیوسته کاربر را راهنمایی می کند تا مراحل نگارش را فقط در راستای فرم موردنظر پیش ببرد. مثلا اگر فرم نگارش نامه اداری، مورد نظر کاربر باشد، نرم افزار، شیوه و قالب و اطلاعات کالبدشناختی آن فرم را در دسترس کاربر قرار می دهد، و وی را در محدوده ای قرار می دهد که فقط با آنها سروکار داشته باشد.
مزایای و معایب قالب نما (Template)
در کالبدشناسی نگارش این کاربرد نرم افزارها از یک جهت بسیار مفید است، زیرا شیوه های نویسندگان گوناگون را به یکدیگر نزدیک می سازد، و این همان چیزی است که در دانش نگارش توصیه زیادی بدان شده است. اما از سوی دیگر، اشکال اساسی قالب نما (Template) در نرم افزارهای مایکروسافت و غیره در این است که براساس فرهنگ و سنت نگارش ویژه آمریکایی طراحی شده است. البته این فرهنگ و سنت بسیار پیشرفته است و مورد توجه همگان در محافل ویرایش و نگارش قرار گرفته است. اما در عوض، فرهنگ و سنت آمریکایی نگارش، به طور ضمنی، فرهنگ ها و سنت های دیگر نگارش اروپایی، آسیایی، و غیره را نادیده می گیرد.
همین اشکال، متوجه زیبایی شناسی نگارش نیز می شود، زیرا طرحواره های زیبایی شناسی را محدود به فرهنگ و سنت نگارشي خاصی می کند.
با این حال، در مجموع، استفاده از قالب نما (Template) را باید مفید به حساب آورد، تا زمانی که متخصصان نگارش و زیبایی شناسی از فرهنگ ها و کشورهای گوناگون دنیا، چاره ای بیندیشند. به نظر می رسد که این چاره اندیشی جزو مقولات گفتگوی تمدن ها باشد.

مثبت و منفی در طراحی گرافیک